.


  • همیاری
  • در تابستان گرم هم...

    تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.

    یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود

    رو صندلی ته اتوبوس.دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه

    چادر عربی سرش کرده بود.

    خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و

    خودشو باد میزد با افسوس گفت:

    (توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...

    تو گرمت نمیشه بچه؟)

    همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.

    دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت:

    (چرا گرممه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خییلی خیلی گرم تره...)

    دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت...


    ادامه مطلب

    [ شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۰۰ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱ ]
    بخش نظرات اين مطلب
    نظرات (۱)

    دور همی
    دور همی در تاريخ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۳۰ در مورد اين مطلب گفته: ( - مشاهده وب سايت)
    (:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی