.


  • همیاری
  • بوی فاطمه می آید

    بوی فاطمه می آید

    بوی چادر خاکی مادرم

    چادرم این روزها عجیب بهانه ی صاحبش را می گیرد.

    این روزها...چادر که سر می اندازم پهلو ام از درد سوسو می زند.

    [ چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۲۶ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    میگویند رفته ای بانو...

    میگویند رفته ای بانو...

    اما دل دیوانه ام رفتنت را باور نمی کند...
    تورا می بینم هرروز...
    در سیمای دختری محجوب...

    در چادری سیاه تر از شب...
    نرفته ای...
    دروغ میگویند...مگر نه...؟!

    [ يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۵۳ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۰نظر ]

    به مناسبت شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

    پیامبـر اکـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن که او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن که او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى کند.

    پیامبر اکرم فرمود: گواهى مى دهـم که تو پاره دل منى.

    تسلیت میگم...
    به همه آقاهایی که اگر چشمشون به نامحرم افتاد سرشون رو میندازن پایین
    *فقط به عشق مادرشون فاطمه(س)*


    ادامه مطلب
    [ يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۴۰ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۰نظر ]

    کاش بال داشتم!

    کاش بال داشتم ! کاش کنار این همه حس های زمینی آسمانی بودم !
    کاش چادرم بال میشد و پرواز میکردم ، نمی ماندم در آن کافه و کنار دوستان جدید !
    کاش معجزه میشد 
    سرم سوت میکشید از تمام حرف های زمینی و حس های دست و پاگیر ! 
    چهار پنج نفر دور هم جمع شده باشیم و حرف بزنیم از روزگاری که حس های زمینی خفه اش کرده ، تمام حس های جدید ادم های زمینی ! از دوست پسرها شان گرفته تا رنج از دست دادنشان تا مارک های گران خیابان های بالای شهر تا فکرهای عجیب و غریب کار پیدا کردنشان برای پول بیشتر! 
    حس های زمینی خفه ام میکرد ، .
    من خودم قسمتی از آن ها بودم  من هم دلم به زمین گیر کرده بود 
    اما کاش بال داشتم 
    کاش چادرم بالم میشد و پرواز میکردم 
    کاش یه کمی فقط یه کمی آسمانی میشد دلم ...
    [ يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۱۵ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    کمی تامل کنیم(پوشیدن چکمه های بلند و...)

    دوستی از فرنگ برگشته بود ایران. بعد از یکی دو روز رفت تو خیابونای شهر گشتی بزنه و تجدید خاطره کنه. اما یه چیز به شدت اون رو شگفت زده کرده بود: گفت: یعنی این همه زن روسپی تو خیابونای شهر فراوونه ؟! چقدر وضع مملکت خراب شده ! 

    گفتم: اینقدرا هم که تو میگی خراب نیست؛ چرا همچین حرفی میزنی؟ 

    گفت: مثلا این پوتین ها و کفش های پاشنه بلندی که پوشیدن!

    گفتم: چه ربطی داره؟ 

    گفت: آخه کفش هایی که این دخترا پوشیدن توی اروپا مخصوص زنای روسپی هستش و


    ادامه مطلب
    [ جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۶ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    کمی فکر کن...

     

    حجابــــ

    احترام به حرمت های الهی ست

    و

    چادر - حجاب برتر -

    بله ی بلند من است به یکتا معشوق عالم، به خدای مهربانم

    ...

    کمی فکر کن ...

    تو با بی حجابی به چه کسی بله می گویی؟

    .

    [ چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۲۳ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۰نظر ]

    تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا

    دختری رو به من کرد و گفت : واقعا آقا ؟!

    گفتم: ببخشید چی واقعا ؟!

    گفت: واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد !


    ادامه مطلب
    [ چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۳ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    این چادر حرمت دارد...

    من شکایت دارم...


    از آن ها که نمی فهمند چادر مشکی من یادگار مادرم زهراست


    از آن ها که به سخره می گیرند قـداسـتِ حجابِ مادرم را ؛


    چـــــرا نمی فهمی؟
     

    این تکه پارچه ی مشکی، از هر جنسی که باشد

     حـــُرمــت دارد !

    [ سه شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۴۰ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۲نظر ]