.


  • همیاری
  • اسرار زن...

    خواهرم! ویژگی های جسمانی زن از اسرار اوست

    و حجاب حافظ اسرار زیبایی های زن است.

    پس مبادا اسرار خود را بر نامحرمان افشا کنی

    که اسرار خود را نادیده انگاشته ای.

     

    [ سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    آب پز نمیشی؟!

    تو خیابون داشتم می رفتم منو با چادر دید و گفت : تو این گرما این چیه ؟

    آبپز نمی شی؟!!!

    انگار یکی تو گوشم گفت:

    ... قل نار جهنم اشد حرا  ..... بگو به آنان که آتش جهنم سوزان تر است. 

    سوره توبه  آیه 81

    [ سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۷ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    زن ایرانی...ملکه ایرانی

    یه پسر انگلیسی به پسر ایرانی میگه:چرا خانوماتون با مردا دست نمیدن؟

     یعنی انقدر مرداتون شهوت پرستن؟پسرایرانیه میگه:

    چرا هر مردی نمیتونه دست ملکه شمارو لمس کنه؟

    پسر انگلیسی عصبانی میشه و میگه:ملکه فرد عادی نیست،

    فقط با افراد خاص دست میده.پسر ایرانی میگه:

    خانوم های ما همه ملکه هستند...

    [ دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۰نظر ]

    این طوری خوش تیپ تری!!

    گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟

    گفتم: چه می‌دونم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!
    گفت: نچ!
    گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!
    گفت: نچ!
    گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!
    گفت: اره تقریبا نزدیک شدی!
    گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!
    گفت: برو بابا… دور شدی باز!
    گفتم: خب خودت بگو اصلاً
    گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا س” ست،
    خواستم کمی شبیه “ خانومم ” باشم تا بیشتر دوستم داشته باشد...!

    *یا فاطمه الزهرا....*
    [ دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۴۳ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    درد دل های چادر...

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    نام من  چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است.

    روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..

     شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ،

    هیچ وقت یادم نمیرود،...از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم

    وقتی زمین خورد ، خاکی شدم...

    وقتی سیلی خورد ،در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد،

     خونی شدم... خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد،

    و شما با من چکار کردید...

    شما کار را به جایی رساندید که میخواهند من و مرا با زور بگیرند و ببرند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده .

     از شماست که برماست...

     


    ادامه مطلب
    [ دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۷ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۱نظر ]

    ناگفته های شهدا...

    یکی از دوستان و آشنایان شهید ابراهیم امیر عباسی می گوید:

    «پسرم الان 28 سالش هست. آن روز که با هم ابراهیم را دیدیم، سال 1361 بود و پسرم هفت سال داشت. سوار ماشین بودیم که من ابراهیم را در پیاده رو دیدم. آخرین باری که دیده بودمش بود. شنیده بودم ازدواج کرده است. سریع از ماشین پیاده شدیم. رفتم جلو و خیلی گرم شروع به احوال پرسی کردم. پسرم هم با ابراهیم دست داد و حالش را پرسید. چند جمله ای بیشتر ردوبدل نکرده بودیم که یک دفعه دیدم صورت ابراهیم سرخ شد. انگار از چیزی ناراحت شده باشد، رویش را برگرداند به طرفی دیگر. برگشتم یک نگاهی انداختم، دیدم زنی بدحجاب و لاابالی، با سر و وضع ناجوری جلوی یک کیوسک تلفن ایستاده است. صدای ابراهیم مرا به خود آورد. داشت با ناراحتی می گفت: «غیرت شوهرش کجا رفته؟ غیرت پدرش کجاست؟ غیرت برادرش کجا؟» بعد هم رو کرد به آسمان و با حال عجیبی گفت: «خدایا ! تو شاهد باش که ما حاضر نیستیم چنین صحنه هایی را در این مملکت ببینیم. مبادا به خاطر اینها به ما هم غضب کنی و بلا بفرستی روی سرمان».

    [حالا] 21 سال از آن روز می گذرد. پسر من هنوز جمله به جمله آن حرف ها را به خاطر دارد و هنوز هم تحت تأثیر همان یک برخورد با ابراهیم است»

    1. سعید عاکف، کلید فتح بستان، مشهد، کاتبان، 1382، ج1، ص 24.


    ادامه مطلب
    [ يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۳۵ ق.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۲نظر ]

    بالاتر از سیاهی رنگی نیست...

    تمام رنگ های دنیا رو سیاه می شوند
    وقتی سیاهی چادرم؛
    قد علم می کند
    چه خوب می دانستند قدیمی تر ها:
    ‏”‏ بالاتر از سیاهی رنگی نیست ”
    بانو!...دختری که در پس پرده حجاب مخفی می شود
    ممکن است در زمین گمنام باشد،
    اما مطمئنم در آسمان مشهور است...
    [ شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۴۳ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۰نظر ]

    حجاب را برایت اینگونه معنا میکنم:


    :حال ای فرد آسمانی، حجاب را برایت این گونه معنا می کنم

     

    حجاب؛ یعنی آرامـش

    حجاب؛ یعنی امنـیت

    حجاب؛ یعنی زیبـایی

    حجاب؛ یعنی طراوت

    حجاب؛ یعنی متـانت

    حجاب؛ یعنی بندگی

    حجاب؛ یعنی رکـوع

    حجاب؛ یعنی سجود

    ...حجاب؛ یعنی پله ای نزدیک تر به او 

    [ شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۲۴ ب.ظ ] [ فاطمه باغبان ]
    [ ۲نظر ]